من خیلی دوس دارم باهم رفت و امدزیاد داشته باشیم صمیمی باشیم اخلاقم از اونایی نیست که بخوام حرفی بزنم دخالت کنم همیشه احترام نگه میدارم با این حال زیاد نمیجوشه با خانواده ما بخواد خاکی و خودمونی باشه. هر وقت میریم بیرون خرید از خودم براش شال لباس اینا میخرم یا تولدش جدا خودم سورپرایزش کردم غذاهایی که دوس داره میپزم براش میبرم یا میگم بیاد خونم وقتایی هم که تنهاییم یه کلمه ازش سوال جواب نمیکنم از کسی نمیگم از خودم میگم از دخترم میگم زندگی خودم
نمیدونم چرا نمیجوشه
نگین صمیمی نشو فلان من از بچگی عاشق این بودم داداشم زن بگیره باهاش دوس باشم چون خواهر ندارم مثل خواهرم باشه