سلام
دوستان
من برادرم به خاطر مهریه زندانه قرار آزادش کنیم،سه ماهه تموم زندگی نداشتیم از دادگاه به کلانتری از اونجا به غیره ،دنبال خودشو بچه اش بودیم ،زنش که یه آدم شرور و خودخواهه،تمام دوران ازدواجش بهش خیانت میکرد و تا آخرش واسه مهریه انداختش زندان ،تا تونست بهمون بی احترامی کرد ،مادرمو با سیلی زد خواهرمو و برادرامو زدن،کلی بی احترامی کردن ،حتی من که کاری باهاش نداشتم برام فحش میفرستاد ،ولی برادرم که تو زندانه وقتی باهاش حرف میزنیم یه جوری رفتار میکنه انگار خطا از ماست،و ما بهش بدهکاریم،و بعد این همه بدی هنوز میگه زنمو میخوام بهترین زنه،و هیچی براش مهم نیست،حتی اونم وقتی بهش گوش نمیدیم بهمون فحش میده،روز فوت پدرم زنش به بابام فحش داد به داداشم گفتیم ،اونم چیزی نگفت انگار که براش مهم نبود،راستش دلیل تحمل این بی احترامیا برادرزاده بیگناهم بود ،که نمیخواستیم این وسط قربانی بشه،ولی الان واقعا دلم پره ،واقعا کسی همچین تجربه ای داشته؟آخه چه جوری میشه یه آدم هر جور بدیه باهات بکنه ولی تو بگی آدم خوبیه دوستش دارم