2777
2789
مادر شوهرم طبقه اول بودایه غذا نمی‌دادحالا یه غریبه بیاد خونمونخودشو بهترین نشون میدههی غذا می‌فرسته ...

مادر شوهر که جای خود داره 

من خرید کرده بودیم واسه خونه شوهرم تلفنش زنگ خورد رفت تو ماشین منم سوار شدم گفتم وسیله ها رو برو بیار 

میگفت چهارتا پلاستیک بود میاوردی خودت دیگه سنگین که نیست 

اینقدر دلم گرفت . به دلم موند یه بار بگه این کارو انجام نده برات خوب نیست یا احتیاط کن

مادر شوهر که جای خود داره من خرید کرده بودیم واسه خونه شوهرم تلفنش زنگ خورد رفت تو ماشین منم سوار شد ...

ای بابا 

البته بگما جلوی همسر میگن

ولی دیدم تنهایی نمی‌گم

من از زایمان میترسیدم بعد بهش گفتم

گفت حالا میخوای یدونه بزایی مگه میخوای چیکار کنی

حالا اینقدر نشستم پای دردودلش که ترسو بوده واسه زاییدن

ترسو بوده  و هشت تا زاییده

نبود چه میکرد

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز