2777
2789
مادر شوهرم طبقه اول بودایه غذا نمی‌دادحالا یه غریبه بیاد خونمونخودشو بهترین نشون میدههی غذا می‌فرسته ...

مادر شوهر که جای خود داره 

من خرید کرده بودیم واسه خونه شوهرم تلفنش زنگ خورد رفت تو ماشین منم سوار شدم گفتم وسیله ها رو برو بیار 

میگفت چهارتا پلاستیک بود میاوردی خودت دیگه سنگین که نیست 

اینقدر دلم گرفت . به دلم موند یه بار بگه این کارو انجام نده برات خوب نیست یا احتیاط کن

مادر شوهر که جای خود داره من خرید کرده بودیم واسه خونه شوهرم تلفنش زنگ خورد رفت تو ماشین منم سوار شد ...

ای بابا 

البته بگما جلوی همسر میگن

ولی دیدم تنهایی نمی‌گم

من از زایمان میترسیدم بعد بهش گفتم

گفت حالا میخوای یدونه بزایی مگه میخوای چیکار کنی

حالا اینقدر نشستم پای دردودلش که ترسو بوده واسه زاییدن

ترسو بوده  و هشت تا زاییده

نبود چه میکرد

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792