بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ضیا برخلاف پدرش ادم خوبی بود و از حزب بعث بیزار بود و به اجبار پدرش توی حزب بود و وقتی پریزاد باردار شد تصمیم گرفت از عراق فرار کنن تا بچش پیش پدرش و با عقاید اون ها بزرگ نشه
که لو میرن و حزب گرفتشون و به شیث میگن اگه میخوای بقیه خانوادت و ابروت حفظ بشه پسرت رو خودت باید بکشی