من خوابگاه زندگی میکنم
هماتاقیهای قبلیمخوب بودن سرشون به کار خودشون بود وسیله کمداشتن
خودمم درونگرامحوصله کسی رو ندارم
این دختره گوزو که اومده خیای وراج و پرروئه
کل اتاقو گزفته کمد و وسیله آورده گذاشته ؛ سرپرست بهش اجازه داده؛ اتاقه شده انباری
یه بحثی همبا همداشتیم
وای اصلا نمیتونم مرده شورشو ببرن