اره ولی یادم نیست اصلا چی بود
ولی من به شخصه معتقد هستم در نهایت اون چیزی میشه که خدا تو تقدیر ما قرار داده
و اون چیزی میشه که خدا میخواد و خیرمون در اون هست
مثلا من دبیرستانی که بودم از یه پسری از فامیل خوشم میومد خیلی چله میگرفتم، از حق شناس گرفته تا انواع اقسام دعا که میخوندم
شب های قدر هم تا سحر بیدار میموندم حتی رفتم کربلا اونجا خواستم ولی نشد
بعدها که وارد دانشگاه شدم و با همسرم آشنا و ازدواج کردم میگم خدایا شکرت که اون وارد زندگیم نشد چون بعدها واقعیت هایی از ایشون و خانواده اش برام رو شد
خودمم الان یه حاجت بزرگ دارم نمیدونم باید چیکار کنم انگار دیگه نمیدونم چه چله ای بگیزم فقط سپردم به خدا همبن