آشنا بود ی سری چیزا رو مسخره کرد منو خورد کرد و خودشو بالا گرفت و در آخر داداش عزیزمو ک برام حیلی مهمه نفرین کرد من واقعا شکستم ادامو در آورد و کلی اون روز ناراحتم کرد تحقیر کرد و نگم برات من واقعا حس پوچی کردم
اما هفته بعدش برادر خودش ب همون روشی ک خودش نفرین کرد فوت شد من ن نفرین کردم ن اینو خواستم چون برادرش آدم خیلی خوبی بود و واقعا ناراحت شدم ولی بد سوخت بنظرم نباید دل کسیو شکوند:)
منم بخاطر تمسخراش اون روز انگار ب خودم اومدم و طی چند مدت با ی سری پروژه و ی سری کارا تونستم ب هدفایی ک تقریبا مهم بودن برسم و اون هنوز عقب مونده ولی تاوان بدی داد چون خیلی بخاطر اتفاقی ک افتاد حالش بد شد امیدوارم اونم بتونه کنار بیاد:)