2777
2789
عنوان

ماجرای ترسناک بچگیم (جن و ارواح)

111 بازدید | 13 پست

من وقتی ۷ سالم بود رفتیم تو یک خونه ساکن شدیم که صاحب خونه فوت شده بود خونه رو داده بودن اجاره به ما و پول کرایه می‌رسید به زن و دو تا بچه هاش ( بچه ها خردسال بودن )

خلاصه یه مدت ساکن شدیم من یک روز خونه تنها بودم مامانم رفته بود خرید بابامم سرکار بود منم خونه تنها مطمئنم کسی خونه نبود و در خونه قفل بود از پشت 

خیلی حس سنگینی داشتم رفتم اتاق پتو رو کشیدم سرم 

یه لیوان استیل وسط راه روی خونه بود ( من داشتم بازی می‌کردم گذاشتم اونجا ) حس کردم صدای قدم های یکی رو میشنوم سرم رو آروم از زیر پتو آوردم بیرون دیدم یک مرد داره رد میشه از پذیرایی میره داخل اتاق خواب بغلی جالبه ظاهرش کاملا معمولی بود بعد پاش خورد به اون لیوان استیل لیوان صدا کرد رفت داخل اون یکی اتاق جرئت رو جمع کردم رفتم داخل اون یکی اتاق رو نگاه کردم هیچ کس نبود 

خلاصه خوف کردم کلید رو از رو در برداشتم و رفتم خونه همسایه

کاربری متعلق به ۳ نفر میباشد 

اخ

اگر تعبیر خواب میخواستید در خدمتم بابت نام کاربریم یعنی میخواید بگید تا حالا سه پستو‌ن نخوردید یا اسمش به گوشتون نخورده     ‌ ‌‌‌               ‌‌‌‌‌                                                                                               یک ترشی فوق العاده خوشمزه حتما درستش کنید خانما😇

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من خودم هم شیطانی دیدم هم صداشو شنیدم

جهان، همچون یک شبکه زنده و متصل، جایی است که هر موجود، از بزرگ‌ترین تا کوچک‌ترین، در خدمت یک نظم بزرگ‌تر و معنوی قرار دارد. خدا، سرچشمه‌ای از بی‌نهایت عشق و خرد است که در هر ذره از این کیهان حضور دارد و انسان‌ها به‌عنوان آینه‌های او، برای برقراری رابطه‌ای عمیق با خود، دیگران و جهان پیرامونشان به وجود آمده‌اند. روابط انسانی در این جهان، فرصتی برای بازتاب این عشق الهی است؛ جایی که هر عمل، هر کلمه، و هر انتخاب، باید با دقت و شفقت به سوی همدلی و رشد معنوی هدایت شود. عشق، نه تنها یک احساس، بلکه نیرویی است که همه‌چیز را به هم متصل می‌کند و درک عمیق از آن، راه رسیدن به کمال انسانی و ارتباط حقیقی با خدا و جهان است. 

از دلایلی که میگم دعا نیارید تو خونه و پبش دعا نویس نرید 

اون خونه به خودی خود سنگین بود خواهرم مجرد بود عادت داشت بره پیش دعا نویس دعای بخت گشا بگیره😑

بعد جن های کافر تو خونمون بخاطر این دعاها رفت و آمد میکردن ، یک نوع اجنه هست اسم قبیله اشون ام صبیانه‌ اینو بعد ها که بزرگ شدم‌ فهمیدم 

اینا معمولا تو خونه ای که دعا و طلسم هست رفت و آمد دارن 

مشخصاتشون یک نوع لباس سیله می‌پوشند شبیه چادر صورت رنگ پریده و چشمان معمولا سفید دارن 

من ۷ سالم بود شبا داخل پذیرایی میخوابیدم خواهرم داخل یک اتاق در رو می‌بستند پدر و مادرم یک اتاق دیگه 

نگم براتون که اینا(جنا) اکثر شبا منو اذیت میکردن 

مثلا یه شب خواب بودم دیدم یکی دست میکشه به سرم پتو رو سرم کشیده شده بود سرم رو از پتو آوردم بیرون دیدم یه جنه با چشمان سفید و صورت وحشتناک انقدر جیع زدم کل خانواده بیدارشدن 

کاربری متعلق به ۳ نفر میباشد 

شبای بعدی معمولا اذیت میکردن و خودشونو نشون نمیدادن 

مثلا تو خواب پام رو می‌کشیدن 

یا تلوزیون خود به خود روشن خاموش میشد 

چراع های خونه هم همین طور 

بعد ها فهمیدیم صاحب خونه تو همون خونه خودکشی کرده و مرده 

خلاصه خیلی سنگین بود 

از یک عارف پرسیدم گفت اون خونه سنگین بوده روح صاحب خونه هم سرگردون و در عذاب خواهرت هم می‌رفته پیش دعا نویس دعا می‌گرفته جن ها هم میومدن داخل خونه

کاربری متعلق به ۳ نفر میباشد 

بابا بزرگم قدیما که حمام عمومی بوده شب نوبت مردا بوده برن حمام ، میره حمام اون موقع حمام ها خزینه داشته یه چیزی شبیه حوض لگن کوچیک  رو میزنه داخل حوض آب برداره یهو یه موجودی از داخل حوض بزرگ میاد بیرون بابابزرگم رو میکشه ته آب خلاصه حسابی کتکش میزنه و روی تنش کلی چنگ میندازه بابا بزرگم به زور فرار میکنه و نیمه برهنه تو سرمای زمستون میره خونه ، خالم تعریف می‌کرد سر و صورت و تنش پر جای چنگ بود 


کاربری متعلق به ۳ نفر میباشد 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز