حالم از همه چی بهم میخوره
حالم از زندگیمونو و بختم بهم میخوره
اینقد حالم بده و دلم پره ک دلم میخاد همین امشب خلاص کنم خودمو
زندگیه سگی داریم میکنیم
کاش سه تا بچه نبودیم
کاش وقتی میریم لباس بخریم نگران قیمتش نباشم
بابام کارمنده مثلن ماهی ۳۰_۳۵ درامدشه
امسال خبرمرگمون اومدیم ی شهر دیگه واس دانشگاه من و مدرسه داداشم
قبلن شهر کوچیک زندگی میکردیم
ما اینحاییم بابام شهرخودمون
یساعت فاصله دارن
همش قسط داریم همش هشتمون گرو نهمونه
دانشگاهه لجن جوریه ک نمیتونم قشنگ برم دنبال کار
هیج گوهی ام نیستم و هیچ مهارتی ام ندارم
دارم با گریه تایپ میکنم اینارو
ن میتونم کار کنم ن خرجیه درست حسابی بم میده
۲۰۰ زده کلا برام
ب مامانم ی تومن داده گف نگهش دارین تا سر برج درصورتی ک میتونست بیشتر بده بهمون!
نمیدونم فازش چیبود اینجا
جوونیم داره میره و هیچ کاری نکردم هیچ مهارتی ندارم
تو خیلی از زمینه ها استعداد دارم و نمیتونم حتی یدونه کلاس برم اموزش چیزیو ببینم
بابام فقط چشمش ب اینه شاید ۴ سال دیگه خبرمرگم برم سرکار دولتی
شااااااااااااایددد
نمیدونم چی یگم دیگه
اینقد دلم پره ک دارم خفه میشم