یه هم محله ای(پسر) داریم کافه باز کرده منو این تو محرم کمی چشم تو چشم شدیم دیدم این هی نگاه میکنه بعد چند ماه از محرم گذشت رفتم کافش داشت خودش کافشو طی میکشید یه لحظه منو دید اخم تخم کرد هل شد رفت کولر و تعمیر کرد کم مونده بیفته زمین اومد دستمال رو کوبید تو آشپزخونه به کارکنان گفت نگفتم بهتون دستمال های قهوه ای رو بشورید چخبرتونه نمیدونم بعد رفت قهوه مونو اون درست کرد با اینکه ماله بقیه رو باریستا کار درست میکرد داشت میآورد برامون که خانومی که اونجا کار میکنه آورد برامون بنظرتون این پسره چه گیری داره؟ آخه هم محله مونه و رفیق بابامه فکر نکنم خودشیرینی کنه یا انتظار نداشت از اومدم هل شد