سلام
وقتی ۱۰ سالم بود اولین بار دچار حمله ی عصبی شدم اون موقع نمیدونستم یعنی چی ، من تک فرزندم اون موقع ترسیدم میخواستم بمیرم با فکر کردن به تنهاییم چه بلایی سرم میاد اگه مامان و بابام بمیرن اون موقع اون زمان چه بلایی سرم میاد .از ترس بدنم میلرزید با همه ی وجودم فیلم دیدم و رفتم تو گوشی تا حواسم پرت کنم اما درست نشد شبا نمیتونستم بخوابم مگه اینکه از خستگی بیهوش میشدم میترسیدم اما حتی نمیدونستم از چی و چرا
الان ۱۷ سالمه دوباره این حمله ها برگشته اما بدتر ضربان قلبم بالا میره اشکام همینطور میریزه یهویی عصبی میشم از شدت ترس نمیتونم بخوابم حتی وقتی حواسم پرت میکنم بازم شروع میشه فقط میخوام بمیرم اما جرات خودکشی هم ندارم . چرا همچین آدمی هستم مامان و بابام لیاقت یه بچه ی بهتر دارن بابام و مامانم این همه کار میکنند اما من هیچکاری نمیتونم بکنم معدلم که ۱۸ شد نمونه دولتی هم قبول نشدم کنکور هم اگه نتونم چی به چه دردی میخورم مامان و بابام بچگی نکردن هیچ نداشتن لیاقت بهترین ها را داشتن اما چرا یه بچه دیگه نیست که به اون دل ببندن .
چرا دارم بزرگ میشم یعنی باید مسولیت به عهده بگیرم باید چیکار کنم عرضه ی هیچ کاری ندارم اگه ازدواج کنم چی یه مرد خوب تا حالا ندیدم بچه ام چی نکنه مثل من شه من خیلی مامان و بابام اذیت کردم خیلی چرا خدا آنقدر بیرحمه اونا لیاقت بهترین بچه دارن نه من . همش با مامانم دعوا میشه همش از بابام دوری میکنم دلشون میشکنم یه دفعه به مامانم گفتم ازت متنفرم
از خودم خیلی متنفرم خیلی میخوام بمیرم از آینده میترسم از اینکه دارم بزرگ میشم هیچی مثل سابق نیست باید بزرگ بشم باید مسولیت به عهده بگیرم
خیلی میترسم خیلی خیلی تو رو خدا مسخره ام نکنید شاید نگرانی ام از نظر شما الکی باشه اما داره منو نابود میکنه نمیدونم چیکار کنم برای بار چندم دوار حمله شدم نمیخوام اینجوری زندگی کنم