یک کاراداری زنگ زدن فردا برم مصاحبه ساعت هفت تا سه عصر هست قانون کار هست سابقه کار نمیخاد سرویس هم داره حالا نمیدونم رفت یا برگشت
پسرمم باید بزارم مهد زنگ زدم گفت ساعت هشت تا دوازده و نیم فقط
ماهی دو میلیون هفتصد
میخواستم شروع کنم دوباره برای آزمون ها بخونم کتاب هاشو دارم یکم با بچه سخته
واینکه خب قبولی اش معلوم نیس
و اینکه من بااین خونواده شوهر فضولم و شوهری که پول نمیده برای خرجی خودم باید سرمو گرم کنم که کمتر فضولی کنن چون شوهرمم دهن بین زیادم بریم سمت خونوادش خواهراش خیلی چرت پرت میگن مثالشو تاپیک های قبلیمم گفتم
به هرحال شماها بگین چیکار کنم
پدرم نزدیک خونم سرکارشه نگهبانی داره میتونم بگم بره بچمو از مهد بگیره ببره خونه هرروز تا من بیام
در عوض هرماه برای بابام یک کادو بخرم که خوشحال سه
باشوهرم الان که سرسنگینم اما آشتی کنیم میگم نصف پول مهد اون بده که فشار رو من نیاد
اگر قبول نکرد خودم میدم اما کاریش ندارم دیگه
چون مهد به نفع پسرمه چیزی یاد میگیره
منم میرم سرکار برای زندگیمون