2777
2789
عنوان

زندگی پس از زندگی

173 بازدید | 11 پست

چند ماه پیش واسه منم همین اتفاق افتاد ولی خیلی کوتاه بود،بعد از ظهر بود من تو کاناپه خواب بودم یه لحظه انگار خیلی سبک شدم مثل بچه‌ای که خردساله و هیچ فکر و خیالی نداره‌‌ منم همینجور سبک شده بودم به سمت بالا کشیده شدم رفتم یکجای سرسبز که تا به‌حال همچین چیزی رو ندیدم بودم از بس سرسبز بود بعدش یه لحظه صدای پدر و مادرم رو شنیدم بعد که چشمم رو باز کردم دیدم خانواده دور هم نشستند دارند چایی می‌خورند.ولی به خواب دیدن نمی‌خورد انگار واقعی بود قشنگ حسش می‌کردم نمی‌دونم چقدر طول کشید شاید زیر یه دقیقه بود

خدایا...من چیزی نمی‌بینم آینده پنهان است ولی آسوده‌ام،چون تو را می‌بینم و تو همه چیز را...                      

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

کسیو اونجا ندیدی؟

چرا همش منفی های زندگیتو میبینی؟ میدونی خودت و ذهنت باعث پرورششون میشی؟ از این ببعد بگرد دنباله مثبتها و بخاطرش خدارو شکر کن، اونوقت منتظر اتفاقای خوب باش💜
وای چه ترسناک

اوهوم بعدش که بلند شدم یه چند دقیقه شوکه شدم بودم،بعدش دو سه روز دیگه فقط واسه خواهرم تعریف کردم

خدایا...من چیزی نمی‌بینم آینده پنهان است ولی آسوده‌ام،چون تو را می‌بینم و تو همه چیز را...                      

کسیو اونجا ندیدی؟

نه کسی رو ندیدم فقط دیدم یه منظره‌ی سرسبز جلوی رومه،بعدش که صدای خانواده‌م رو شنیدم برگشتم چشمام رو باز کردم دیدم خانواده‌م جلوم نشستند با هم صحبت می‌کنند و چایی می‌خورند

خدایا...من چیزی نمی‌بینم آینده پنهان است ولی آسوده‌ام،چون تو را می‌بینم و تو همه چیز را...                      

یعنی فرشته مرگ جونتو‌ گرفت؟ یا فقط روح از بدنت خارج شد؟ چون معمولا وقتی خوابیم روح از بدن خارج میشه ...

نه کسی رو ندیدم فقط احساس کردم سبک شدم و همینجور به سمت بالا کشیده شدم

خدایا...من چیزی نمی‌بینم آینده پنهان است ولی آسوده‌ام،چون تو را می‌بینم و تو همه چیز را...                      

اره منم سالها پیش برام اتفاق افتاد اصلا به خواب نمیومد ولی نمیدونستم تا این که زندگی پس از زندگی دید ...

نمیدونم ولی من قبل این ماجرا زندگی پس از زندگی رو میدیم ولی بقول شما شبیه خواب نبود انگار حسش میکردم،اون سبک شدن رو قشنگ حس می‌کردم.خیلی سبک بودم از وقتی خودم رو شناختم هیچ وقت تو عمرم این سبکی رو حس نکرده بودم تا قبل این ماجرا

خدایا...من چیزی نمی‌بینم آینده پنهان است ولی آسوده‌ام،چون تو را می‌بینم و تو همه چیز را...                      

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز