سلام دوستان بعداز کلی گشتن عروس برای پسرم یک دختر خانمی رومادیدیم که چهره نسبتا خوبی داشت خانوادش هم با مهریه کم قبول کردند الان 4هفته بیشتر نیست باآبرومندترین مراسم عقدش کردیم بعد رفته بابک آقایی رابطه برقرار کرده میگه خواستگارقبلیم بوده به پسرم گفت من روطلاق بده من میخوام بالون ازدواج کنم رفت قرص خورد که خودکشی کنه خانوادش بردنش بیمارستان حالاهمسرم به پسرم میگه سریع طلاقش بده ولی پسرم میگه اشتباه کرده من به پسرم میگم اگه یک روز رفتی سرکار بعد یک آقایی روآورد خونه میخوای چه کار کنی باوجود این که مادرش بسیار خانم خوبیه موندیم بااین دختر چه کار کنیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند...سپس از آنان پرسید به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟ یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند. داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ میخوردند به پیشگاه بیاورند!سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند. هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید...حس میکنم که داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیدهای تمام کرد. این داستان نشان میدهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بیعیب است و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.به نقل از تاریخ هرودوت؛ کتاب دوم؛ صفحه ۳۷