سلام بچه ها من چند سال پیش پسر دایی مامانم خیلی منو میخواست و ... چند باری هم اومدن خاستگاریم و بنا به دلیلی نشد بعد.. دوباره گف وایسمیستم باهم دوست بودیم دعوامون شد و کلا همه چی بهم ریخت زرتی از لج رفت زن گرف بعد که زن گرفت به مادر بزرگم که میشد عمش روز عقدش گفته بود ایشالا ... خوشبخت بشه.. بعد بهم پیام داد که عاشقت بودمو و این حرفا مجبور شدم اینو بگیرم و از این حرفا خلاصه بعد چند روز پیش عروسی داداشش بود منو دید الان زنگ پیام پشت هم که میخام طلاق بدم زنمو و تورو دوست دارم همون شب عروسی هم سر من ی دعوا بزرگ کرده بود
الان به نظرتون چیکار کنم چی بگم