سلام عزیزم
حالت چطوره
خیلی برات خوشحالم که قراره وارد محیط دانشگاه بشی و مدتی از خونه دور باشی
ازاین فرصت به نحو احسنت استفاده کن
در کنار درس یه حرفه حتما یاد بگیر
من هربار که مریض میشم عین بچها بهونه گیری میکنم همش دوست دارم مثل دوستانم یه مادری میداشتم تا کنارم میبود...
نه مقابلم.
یه چیزی این روز ها قلبم رو خیلی ازار میده
وقتی کودک بودم از پدرم یه هدفون هدیه گرفته بودم که عاشقش بودم ، همیشه استفاده میکردم و همه میدونستن روش حساس هستم.
برادر زاده ی مادرم اومده بود خونمون و مادرم هدفون عزیزم رو برای بازی داده بود دستش.
بچه هم داغونش کرده بوده
وقتی دیدمش انقدر گریه کردم که یک هفته چشمام باد کرده بود.
التماس میکردم به مامانم که ببره درست کنه و در نهایت جلوی چشم خودم از پنجره پرت کرد بیرون .
یادمه رفتم برداشتمش و همیشه مثل یک هدیه ی گرانبها نگه داری اش میکردم ( ابتدایی بودم)
چه روز و شب ها که ازشون یه هدفون جدید میخواستم پدرم موافق بود شرایط مالی شو هم داشت ولی مادرم میگفت باید تربیت بشه!
چند وقت پیش خبردار شدم مادرم برای خواهرم یه هدفون برند خریده با یه قیمت خیلی گرون ...
یه حسی توی قلبم بود، انگار درونم درد میکرد...
بعضی از درد ها تا همیشه همراهمون میمونن، عین یه خلا، همونقدر تو خالی و پوچ .
میخندی اما یهو غمگین میشی
شادی اما از درون خالی
عزیز قشنگم
من خیلی دارم تلاش میکنم ببخشم و فراموش کنم البته هنوز موفق نشدم ولی بهت نصیحت میکنم درونت رو از غم خالی کنی.
ما مسوول رفتار دیگران نیستیم اما مسوول رنج هایی که از دیگران بر جانمون مونده هستیم که باید رفعش کنیم.
ما هرچند دوست نداشتنی ، اما انسانیم دیگه نه؟ 🙂
همین مارا بس که خودمون ، خودمونو دوست داریم .
پس بیا خودمون رو ازار ندیم و سختی رو بیش ازاین سخت نکنیم.