دیر وقت از مهمونی برگشتم خونه.توی راه پله جن دیدم.گفتم بسم الله الرحمن الرحیم.نرفت.گفتم اعوذبالله من الشیطان رجیم....بازم نرفت...گوشیمو از جیبم در آوردم گوگل زدم یکی از سوره ها رو خوندن...گفت حاجی اگه ناراحت نمیشی دزدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بعد گفتم حتما باید با صوت بخونم دستامو گداشتم رو گوشم مثل قاریای قرااان گفتم بییییسم الللله اللللررررحماننن اللررررحییییم
بعد همه جنا باهم گفتن الله اللله اللله
یه دل میگه برم برم یه دل میگه نرم نرم طاقت نداره دلم دلم بی تو چه کنم پیش ای عشق زیبا زیبا خیلی کوچیکه دنیا دنیا با یاد تو ام هرجا هرجا ترکت نکنم سلطان قلبم توهستی توهستی دروازه های دلم را شکستی شکستی پیمان یاری به قلبم تو بستی تو بستی با من پیوستی