hawzhiin مدیر استارتر عضویت: 1402/01/24 تعداد پست: 2918 عنوان تا حالا از جن چیا شنیدی یا دیدی حس کردی👽👻☠️ 110 بازدید | 14 پست تعریف کنید از وقایع ترسناکی اتفاق افتاده 1403/06/30 | 02:22 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
sherry99 عضویت: 1399/12/01 تعداد پست: 6237 باز شب شد آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد، کاش میآمد و از دور تماشا میکرد
terme_s عضویت: 1403/06/23 تعداد پست: 554 چیمیشه که شبا درست موقعی که میخوایم بخوابیم اینا یادتون میفته🥲حالا کرمامم راحتم نمیذارن الا باید بخونم🤦♀️😂لایک کنید بیام منم ثواب داره
elenasalvatore عضویت: 1402/11/07 تعداد پست: 18289 چیمیشه که شبا درست موقعی که میخوایم بخوابیم اینا یادتون میفته🥲حالا کرمامم راحتم نمیذارن الا باید بخ ... دقیقا🫥😂😂 نهایتا دل به جایی می رسد که دو راه بیشتر ندارد:یا باید خون شود یا سنگ. وَتَنَت وَطَنَم...♡💍🥰A♡ تو نیمِ دیگر ِمن نیستی تمام منی...A
hawzhiin مدیر استارتر عضویت: 1402/01/24 تعداد پست: 2918 چیمیشه که شبا درست موقعی که میخوایم بخوابیم اینا یادتون میفته🥲حالا کرمامم راحتم نمیذارن الا باید بخ ... البته اگه بیان تعریف کنن
najla90 عضویت: 1401/12/22 تعداد پست: 4689 یه بار یه چیزی بالا سرم اومده بود قشنگ خودمو میدیدم ، بعد صدام میکرد نجلا نجلا😐🤦
hawzhiin مدیر استارتر عضویت: 1402/01/24 تعداد پست: 2918 یه بار یه چیزی بالا سرم اومده بود قشنگ خودمو میدیدم ، بعد صدام میکرد نجلا نجلا😐🤦 چه عجیب بوده
llsetarell عضویت: 1402/08/05 تعداد پست: 1671 کاسه تو اتاقم رفت بالا یه گوشش، افتاد پایین، بعد صندلیم که روش بودم تکون خورد 🍉💜🦋
deneris_ez عضویت: 1403/04/28 تعداد پست: 318 سه و خورده نصف شب با گوشه چشمم دیدم یکی کنار در اتاقمه و چشامو بستمو تا بهش نگا کردم مثل پشه پر زد رفت تعریف کردم برا مادربزرگم زیر سرم قران گذاشت و نمکو چاقو دیگ ازاون به بعد هیچی ندیدم
hawzhiin مدیر استارتر عضویت: 1402/01/24 تعداد پست: 2918 سه و خورده نصف شب با گوشه چشمم دیدم یکی کنار در اتاقمه و چشامو بستمو تا بهش نگا کردم مثل پشه پر زد ر ... وای چه ترسناک بوده من بودم دیگه خواب و خوراک نداشتم 😨
hawzhiin مدیر استارتر عضویت: 1402/01/24 تعداد پست: 2918 کاسه تو اتاقم رفت بالا یه گوشش، افتاد پایین، بعد صندلیم که روش بودم تکون خورد 😨😨یاخدا
deneris_ez عضویت: 1403/04/28 تعداد پست: 318 وای چه ترسناک بوده من بودم دیگه خواب و خوراک نداشتم 😨 منم الکی خودمو گول میزدم میگفتم که توهم زدم اینجوری دیگه نترسیدم