اره الان میدونم میاید میگید چرا چکش میکنی و فلان اما ما فامیل خیلی خیلی نزدیک هستیم پسر خالمه، بخاطر همینم همه از جیکو پوک هم ب لطف مادر بزرگم و خاله و دایی ها و بچه هاشون باخبریم مطمنم خبرهای زندگی منم برا اون میبرن ، داستان از این قراره ک اون آقا منو دوست نداشت ازدواج اجباری بود اما من خییییلی دوسش داشتم از بچگی ب قول معروف کراشم بود اما چیزی ب کسی نمیگفتم ک خالم منو براش لقمه گرفت درحالیکه اون عاشق یکی دیگه بوده خالم واسه اینکه اونو نگیرع منو براش گرفت، خلاصه ک زندگی خوبی نداشتم هر روز دعوا بحث سر اینکه خونه نمیموند باهام هیچ جا نمیومد بهم محبت نمیکرد و کلا آدم حسابم نمیکرد آخرشم خیانت کرد جدا شدم، ولی زن گرفت درجا بعد طلاقمون منم الان ازدواج کردم البتع، ولی میگن زنشو خییییلی دوس دارع همه میگن عوض شده همش تو خونس ور دل زنش همش تفریح مسافرت استوری و عکس عاشقانه کلی کادو طلا و چیزای گرون حتی خواهراش گفته بودن حرص بقیه عروسامون در اومده از اینکه داداشمون زنشو لوس میکنه تو جمع
اما باور کنید هیچکدوم از اینارو برا من نداشت هیچکدوم کلا جوری بود که همه دوستام و مشاورا میگفتن این ی مرد اشغال تنوع طلبه که ب درد هیچ زنی نمیخوره اما خودش همیشه میگفت تو زندگیم برو من اگه کسیو بگیرم م دوسش داشته باشم هیچوقت اینجوری اذیتش نمیکنم 💔 دست خودم نیست انقد ازش بدم میاد دوس دارم بمیره ی عمر منو زجر داد هرچند الان زندگیم خوبه شوهرم خیلی دوسم داره ولی انگار اون سالها ی زخمه ک هیچوقت خوب نمیشه و یادم نمیره ک چقدر تحقیر میشدم