2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دوست گلم،اگه بچه نمیخوای حتما تحت نظر دکتر باش کلا،من پنج ساله ازدواج کردم،سه سال بعد عروسی بچه دار شدم،البته یک سال میخواستم نشد،سر یک سال شد،اصلن رحم سرد و اینا معنی نداره،دوستم هشت ساله ازدواج کرده،اولین بار اقدام بعد هشت سال بچه دار شد،روششم به خودت و همسرتم  البته بستگی داره،حتما تحت نظر دکتر باش و از دکتر مشاوره بگیر،اگر واقعا نمیخوای هفت سال بارداربشی کلا تحت نظرباش

من معجزه را فردی می‌ناممکه می‌شود در آغوششعالم و آدم را از یاد بُرد
خیلی ربط داررره. دچار تنبلی تخمدان میشن و رحم خشک میشه. 

هیچ‌کدوم این مطالب که گفتید پایه علمی نداره. من تو سال چهارم جلوگیری تازه سیکل‌هام خودبه‌خود منظم شد. شد ۲۸-۳۰ روزه. قبلش خیلی بی‌نظمی داشتم

درحالت طبیعی من فک نکنم تا۱۰سال دیگه هم از لحاظ سنی برای بارداری مشکل داشته باشم ولی خب الان دنبال ...

منم الان 28 سالمه.سنم بالا نیست. ولی چون 4 سال جلوگیری کردم. دکتر بهم میگه اشتباه کردی. البته خب ادم بعضی وقتا شرایطش رو نداره و نمیتونه باردار بشه. ولی سعی کن حداقل سالی یه بار چکاپ کاملللل بدی.سونو. پاپ اسمیر.آزمایش کامل. کاندوم به نظرم بهترین راهه

[QUOTE=47034141]چرا[/QUOTE

خب هفت سال چه خبرته.مطمعن باش بعدا پشیمون میشی.

مادر فقط آن زنی نیست که هر صبح با صدای دردانه اش بیدار میشود...من هم مادرم...منی که وقتی شب در خواب تو را میبینم دلم نمیخواهد هرگز صبح شود...وقتی در خواب تورا در آغوشم میبینم دلم میلرزد...حتی در خواب هم میدانم که ندارمت....ولی دلم برایت میلرزد...صبح که بیدار میشوم لبخند به لب دارم...چون روی ماه تو را دیده ام...چون تو  در اغوشم بودی...چون بوی تنت رابه ریه هایم کشیده ام...حتی در خواب و برای یک لحظه...آری من هم مادرم... مادر فرزند ندیده و نیامده ام... مادر تویی که برای داشتنت روزهای قشنگ جوانیم را در مطب دکتر ها و بیمارستانها گذرانده ام...مادرتویی که برای داشتنت مشت مشت قرص میخورم وصدها امپول میزنم...منی که تمام تنم ازمرحمت امپولهای گران قیمتم کبود است... من و امثال من مادر تر از هر مادری هستیم...مادرانی زجرکشیده...مادرانی که ثانیه به ثانیه روزهایمان را با حسرت داشتن دلبندمان میگذرانیم... که با دیدن یک کفش نوزادی پشت ویترین مغازه ها دلمان  میلرزد و پر میشود از غصه...پر میشود از حسرت دیدن تو با اینکفشها و تاتی کردنت... آری من هم مادرم...فقط تو را ندارم عزیزکم...فقط  در رویاهایم برایت مادرانگی میکنم.......
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز