دوتا دوست بودن تو یه کلاس ؛ یکی پر تلاش و درسخون یکیم اینجوری بود که معلم که میومد اول اونو مینداخت بیرون که نظم کلاس و بهم نزنه
درسخونه دوتا لیسانس گرف نرم افزار و حسابداری
دومیه دیپلمم نگرف
سالها بعد درسخونه به هر دری زد و هر امتحان و ازمونی داد قبول نشد بعضیارم تو مصاحبه رد میشد یا که پارتی نداشت، سن استخدامش گذشت و اخرم یه زن گرف کارمند که خرجشو میده خودشم الان تو خونس گیم میزنه😆
اون دومیه درسو ول کرد رف دنبال کار و درامد آزاد ، الان خونه و ماشین و چندتا ماشین سنگین و کلی اعتبار داره تو بازار
«اینو گفتم که همه چیم درس نیس انقد برا کنکور خودتونو دیوونه نکنین »