تا صبح میتونم بنویسم 😁
علت اصلی انتخابم اینه که دوسش دارم تو بیمارستان هروز ده ها مریض میاد و میره و یه پزشک میتونه توی یه سکانس از سرنوشت هرکدوم از این ادمای مختلف شریک بشه که خیلی هیجان انگیزه پزشکی فرمولای از پیش تعیین شده زیاد نداره یه علائم میتونه مربوط به هزارتا بیماری باشه و یه بیماری میتونه هزار تا علائم داشته باشه مثل کشف کردن میمونه ذهنتو فکرتو کاملا درگیر میکنه تک بعدی نیست همیشه از فکر اینکه تو محیطی باشم که از همه بیشتر میمونم و هیچ چیزی برای یادگیری و پیشرفت و کشف کردن نمونده باشه و پشت میز بشینم متنفر بودم از طرفی یه پزشک وقتی یکی رو میبینه که بالاسر جنازه ی خانواده ش داره گریه میکنه اون موقع قدر نعمت هایی که داره رو میدونه قدر عزیزایی که کنارش نفس میکشن و سالمن درحالی که خیلی از ادما قدر این چیزا رو نمیدونن و دیر متوجه میشن..
دلیل زیاده مثلا توی پزشکی حضور خدا از نظرم خیلی بیشتر حس میشه وقتی میبینی ادمی که همه ازش قطع امید کردن خوب میشه یا مریضی که قراره فردا مرخص بشه حالش بد میشه و تموم ...کلا نجات ادما دیدن لبخندشون حس خیلی خوبی بهم میده
و در آخرم درامدش برام مهم بوده اما راه های خیلی زیادتر و کوتاه تری وجود داشت و خانواده ی خوبی داشتم که هر انتخابی میکردم حمایتم میکردن اما انتخابم پزشکیه با هیچ رشته ای عوضش نمیکنم حتی اگه بگن از ترم اول حقوق و مزایا میدن