خانما توروخدا کمکم کنید شوهرم متولد شهرستانه وخانوادش شهرستانن
هر ماه کارش شده مرخصی بگیره بره شهرستان
درصورتی که اگه کار مهمی پیش بیاد میگه مرخصی نمیدن
هرسری میره به اجبار منم میبره ولی این سری نرفتم
چون اصلا خانوادش بهم احترام نمیزارن مادرش یه وزه ایه خدامیدونه
وقتی میرم یالباسم گم میشه یا پولام
این سری که نرفتم وقتی اومدش شروع کرد به بهونه آوردن
ودعوا انداخت
فقط به دهن مادرش نگاه میکنه ببینه چی میگه
هر خبری میشه فوری به مادرش میگه
تازه رفتیم دکتر فهمیدم مشکل از شوهرمه که بچه دار نمیشیم
درصورتی که مادرشوهر ذلیلم خدا ازش نگذره انشاالله همه جا پر کرده من نازام ولی خدا شاهده اینطور نیست
منم میخوام زنگ بزنم همه چیرو بگم که مشکل از پسرته و
بگم که دست از سر زندگیمون بردار
به نظرتون چیکار کنم توروخدا راهنمایی کنید اصلا چی بگم بگم یانه