خیلی خودخوری میکنم . برای هرچیزی غصه میخورم و بفکر خانواده م هستم .
خواهرم و برادرم . پدر و مادرم
خودم یک بچه پنج ساله دارم . الان دارم میرم یک شهر دورتر ازشون همش میگم چرا خودمو انتقال کردم الان خواهرم چکار کنه وقتی مامان و بابام میان شهرستان .
خواهرم و من و بچه هامون همیشه باهم بودیم . بجای جمع کردن وسایل بی حوصله مو میگم الان مگه چقدر زنده اییم.دور باشیم تولدا نیستیم دورهم نیستیم