سلام من کاربر غیر فعال بودم و به خاطر یه موضوعی که ذهنم رو به شدت درگیر کرده مجبور شدم کاربری بزنم
من مدتی هست که با پسر عموم تو رابطه ام ، قصدش جدیه و میخواد بیاد خواستگاری. ولی مشکلی که هست اینه که ما توی شهر زندگی میکنیم و عموم اینا توی یکی از شهرستان های شهر ما تو یه روستا زندگی میکنن. روستاشون هم جوری نیست ک اصلا امکانات نداشته باشه ، امکاناتش خوبه و با شهرستان نیم ساعت شاید فاصله داشته باشه. پسر خوبیه اخلاقش خوبه پسر کاری هست و کلا تو فامیل دوسش دارن. اونجا باغ دارن و باغشون هم بزرگه و وضعیت مالیشون نسبت به ما بهتره و فقط باغداری میکنن. پسر عموم تو کار های باغ کمک میکنه و همچنین خودش یه شغل جدا داره و اگه ازدواج کنه خونه اش رو طبقه بالای خونه عموم میسازه. ایشون چند ماه پیش اومدن شهر ما و تلاش کردن که کارشون رو اینجا جلو ببرن به خاطر من ولی خو متاسفانه نشد🥲🚶♀️و دوباره برگشتن روستاشون. (این از شرایط پسر عموم)
حالا شرایط من🚶♀️من تک فرزندم و تا حدی وابسته پدر و مادر .دوست دارم میکاپ کار بشم و چیزای دیگ ولی مشکل اینجاست که اگر با پسر عموم ازدواج کنم نمیتونم کار کنم نه اینکه پسر عموم نخواد به خاطر اینکه اونجا شرایط اوکی نیست که کار کنم . اگه برم میکاپ یاد بگیرم و با پسر عموم ازدواج کنم تمام زحمت هام به هدر میره😔با خودم میگم خو کاری نمیکنم چیزی یاد نمیگیرم ولی پدر و مادرم بهم میگن خونه نمون برو یه چیزی یاد بگیر کار کن خونه نمون🚶♀️از یه طرف فشار خانواده از یه طرف هم اگ یاد بگیرم زحمتم به هدر میره. و یه مشکل دیگه اینکه من تک فرزندم و ممکنه پدر و مادرم مخالف سرسختی باشن ، من هم فکر آینده رو میکنم که اگه خدایی نکرده یه روزی مریض شدن چه کسی میخواد بهشون کمک کنه و بهشون برسه😔🥲
اینم بگم که عموم و زن عموم میدونن که پسر عموم منو دوس داره و عموم هم مخالفه چون میگه راه دوره و از راه دور نباید زن بگیری وگرنه توی راه ها باید اسیر باشی هی بری و بیای
کمک میخوام ازتون🥺چه تصمیمی بگیرم؟دلم میره برم چون واقعااا دوسش دارم عقلم میگه نه🥲🚶♀️
ببخشید طولانی شد♥️