2777

با دختر داییم.نسبتا راحتم.یعنی درد و دل و اینجور چیزا ولی حس میکنم اون‌زیادی راحته.

داشتیم میرفتیم باغ پدربزرگم که به اصرار اون با ماشین اونها رفتم.شب بور و خسته بودم.اوایل راه دیگه خوابم برد کامل نخوابیده بودم که سرم رو گزاشت رو پاهاش😑

یدونه هم اینکه اون روز تو مهمونی دیدم که بچه ۳ ساله فامیل رو برداشت برد تو زیرزمین و....

واسه همین ازش میترسم.

من از دیوانگان دیدم هزاران عاقل مُرده من از عاقل ولی دیدم سری کامل عُقده

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نه انگار زیادی باهات راحته

خب از همین میترسم.از طرفی اون سابقه تجاوز به بچه های فامیل رو زیاد داره ولی

تو فامیل از هرکی بپرسی آروم ترین بچه کیه‌اون رو میگن

من از دیوانگان دیدم هزاران عاقل مُرده من از عاقل ولی دیدم سری کامل عُقده

جایی که امشب قراره بریم...

من تو بچگیم اونجا بهم تجاوز شده

دختر خالم هم که سابقه‌اش خراب

میترسم دوباره یه اتفاق بد بیافته

من از دیوانگان دیدم هزاران عاقل مُرده من از عاقل ولی دیدم سری کامل عُقده
ازش فاصله بگیر

اوکی. ولی چطور؟

مثلا وسط مهمونی یهو اس ام اس میده بیا راهرو پایین کارت دارم.یا فلان کس رو بیار پیشم

من از دیوانگان دیدم هزاران عاقل مُرده من از عاقل ولی دیدم سری کامل عُقده
جایی که امشب قراره بریم...من تو بچگیم اونجا بهم تجاوز شدهدختر خالم هم که سابقه‌اش خرابمیترسم دوباره ...

سن تو ازش بیشتره مگه میشه از پس یه دختر برنیایی اخم و تخم کن...وقتی واکنشی نشون ندی خب اونم فکر میکنه تو خوشت اومده یکم خودتو بگیر اگه دوست نداری دوباره اون اتفاق بیفته

یه حال کمیاب یه حس عجیب داره جریان تو رگام 🪐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز