من 20 سالمه
چرا مامانم این جوریه
خسته شدم
عین دو قلو های بهم چسبیده می مونیم
احساس می کنه من 2سالمه
خسته شدم
هر جا برم باهام میاد
هر جا بره باید دنبالش برم
یه بار 5 شنبه بود می خواست بره قبرستون من نرفتم باهاش دعوا راه انداخت
اگر من جایی نرم دنبالش نمیره بعدشم دعوا راه می نداده که من دلم می خواست برم چون تو نیومدی مجبور شدم نرم