بچها من نزدیک چهارسال با یکی بودم و من زیاد جدامیشدم و برمیگشتم هربار هم ک میرفتم دلیلی داشت و هربار خودم برمیگشتم بخاطر اینکه فرصتی بدم و اینکه من هنوز نفهمیدم واقعا دوسش دارم یا نه همش حسای دوگانگی دارم هممیخوامش هم نمیخوامش مثلا من خوشم نمیاد دختریو فالو کنه ولی اون همش فالو میکنه شاید بگین من زیادی حساسم ولی هر آدمی ی چیزی خط قرمزشه حداقل فامیل ی چیزی اونم اگه طرف درخواست بده و دخترای غریبه هم ک عمرا چون مگه تو پیج اونا چخبره و بچها من هربار ک جدامیشدم میرفت فالو میکرد و این بیشتر اذیتم میکنه
یا ی سری قرار بود همو ببینیم منم محدودیت دارم نمیتونم برم بیرونی جایی و اون ب کل فراموش کرده بود یا ی سری جایی بود میتونست بیاد ولی نیومد یا ی سری دیدم ک گوشیش خواست عوض کنه درحال انتقال دادن چیزاش ب گوشی داداشش بود رفته فضای دوم زده بود دور اون بود وسط چت یهو میره ب منم چیزی نمیگه تا دو سه روز دیگه پیداش میشه و اینم بگم قسمت بدش اینجاست میره اینستا استوری میزاره میتونه نصب کنه ولی نمیتونست ی پیام بده ب من ک نگرانش شده بودم
یا اوایل ی دختری فالو کرد بعد اینکه گفتم دوست ندارم بعد سرد رفتار میکردم میاد میگه این دخترو یکی از دوستام گفته بود امتحانش کن اسکرین هم فرستاد ولی من باور نکردم واقعا نمیتونس بگه نمیتونم یا فلان
البته اینم بگم خوبیاش هم زیاد بوده ولی این موردها خیلی ناراحتم میکنن چیزای دیگه هم هست حالا ولی فعلا اینارو نوشتم و اینم بگم قصدش جدی بوده حتی خانوادش هم در جریان بودن من خودم نخواستم چون سنم کم بود گفتم بزرگتر بشم
حالا بنظرتون واقعا اون مقصره یا زیادی بزرگش میکنم درحال حاضر هم جداشدیمه چند وقته