شوهرم منو گذاشت خونه بابام كليدم ازم گرفت
بعدم گفت نميتونه باهام زندگي كنه طلاق
بابام رفت باهاش حرف بزنه
به بابام گفته من زن و زندگيم دوس دارم
اون سوال جوابي باهام ميكنه
ميگم موهاتو بكن تو نميكنه
نميخواد زندگي كنه
كه هيچ كدوم ازينا نيس خدايي حتي وقتي تو گوشم زد صدام در نيومد و به بابام نگفتم
بعد اينكه بابام رفت سر كار شوهرم زنگ زد و كلي حرف بي ربط به من زد گفت بعد طلاق كسي كه بدبخت ميشه تويي كلي حرف پشت سرته گفت ميخواي هر كاري بكني بكن ابرو ريزي كن منم گفتم تو ابرويي تو شهر نداري كه من بخوام بريزم پشتشم زنگ زده بابام گفته دخترت بهم برگشته و كلي حرف زده
بابام ميگه اگه نميخواهيش تمومش كن زودتر 😭😭😭😭😭😭😭😭