من عقدم همسرم بلوچه خودم کورد
زیاد نرفتم خونشون که قشنگ اخلاقای مامانش دستم بیاد
جاریم کلیییی باهاشون دعوا کرده بود و قهر بود ی مدت وقتی برگشته بود سر زندگیش مادر شوهرم کلی براش خوراکی برده بود و شنیدم از اطرافیان که میره خونه همون جاریم کلی محبت میکنه و کارهاشو میکنه
من نمیدونم برای اون جاری اینطورع یا کلن مهربونه راستش نمیدونم باید چطور رفتار کنم اما خدارو شکر سلیطه و دهن دریده نیستم آرومم