شرمنده داستان زندگیم نیست کمک فکر می خوام.
خانوما من 5 ساله تقریبا که ازدواج کردم یه بچه سه سال دارم. شوهرم جز خورد و خوراک و هزینه برق و گاز و آب خرج دیگه برای من نمی کنه. نه پوشاک نه تفریح نه مهمونی و ... از خانواده اش بی خبرم سال تا ماه نمیبینمشون. از رابطه جنسی راضی نیستم. رابطه پنج دقیقه همیشه هم بوی گند عرق میده. اغلب اوقات بیماره. با اشتغالم مخالفه. دوست داره زندگی مکانیکی و یکنواخت باشه و فقط توی خونه باشم. تابستون ها ساعت 2 ظهر میاد خونه نمیزاره کولر روشن کنم. زمستونا دامای خونه حدود 40 درجه است از بس گرم می کنه شبا نفسم میگیره. دلایل من برای طلاق کافیه؟