یه نفر یه امانتی داده بود برسونیم به دست پسردایی بابام
اسمش شعبان
مامانم گفت پاشو با ماشین ببر بده
زنگ زدم از بابام آدرس بپرسم، گفت شهرک فلان خیابون فلان،کوچه شعبان😐
منم گفتم باشه سریع قطع کردم
اصلا یادم نیست. اسمش شعبانه😐😂
رفتم دوبار خیابون و گشتم، آدرس پرسیدم
گفتن نداریم کوچه شعبان اشتباه اومدی😐
از همه جا بی خبر زنگ زدم به بابام گفتم
بابا کوچه شعبان نداره اینجا، دوبار خیابون و رفتم این ور اون ور
دیدم بابام میخنده😐
تازه ذهنم جرقه زد، همه چی و فهمیدم، یادم افتاد اسمش شعبانه این ایسگای من و گرفته😐
واقعاااااا که😐😂😂😂😂😂😂