اره ب خدا خودشون تعریف میکردن من کِ ندیدم
الان میگم بدنم مور مور میشه میگفت غذا درست کردنی از تو شیشه گاز دیدم ک ب سرعت از پشت سرم رد میشن
یا برادر شوهرم تو آینه کنسول تو پذیرایی دیده بود
و میگفت خیلی چیز تو خونه اشون گم شده ک دیگه هیچوقت جتی تو اثاث کشی پیدا نشد
و میگفت دخترمون رو ک میخوابوندیم دیگه خواب خواب بود و رو تخت خودش بود ما رو زمین راحت میخوابید میگفت همین ک ما میومدیم رو تخت خودمون بلافاصله بچه گریه میکرد بچه ای ک خواب خواب بوده و اصلا متوجه نشده از پیشش رفتیم میگفت انگار بیدارش میکردن