2777
2789
عنوان

همزاد دارم

| مشاهده متن کامل بحث + 744 بازدید | 28 پست
چی بگم ! انشالله ک فکرمیکنی ب چشمت اومده و چیزی نیست ، ادم از ترس زیاد یه وقت اینطوری میشه ، مگه تن ...

نه گلم تنها نیستم شوهر و دخترم هستن ولی آخه سایه و اینا ندیدم یه چیزی تقریبا شبیه آدم بود 

خیلی ذهنم بهم ریخته میترسم همش انقدر تو این ۲سال بلا سرم اومده از سایه خودمم میترسم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عه جدی میگی جاریم چی دیده از اون خونه رفته یا هست جاریت نمیترسه

چرا نمی‌ترسید سکته می‌کرد از ترس چند بار تو آینه دیده بودن هم خودش هم شوهرش همه آینه هارو روزنامه زده بودن 

نصف شبا تو آشپزخونه سر و صدا میکردن بدبخت مجبور شد ازون خونه بلند بشه دیگه خیلی اذیت شد حامله حامله

چرا نمی‌ترسید سکته می‌کرد از ترس چند بار تو آینه دیده بودن هم خودش هم شوهرش همه آینه هارو روزنامه زد ...

تورو خدا راست میگی شوهرش دیده بود یعنی تو رو جان عزیزت جاریت راست می‌گفت میخوام مطمئن شم چون میخوام از خونم بلند شم خواهش میکنم

تورو خدا راست میگی شوهرش دیده بود یعنی تو رو جان عزیزت جاریت راست می‌گفت میخوام مطمئن شم چون میخوام ...

اره ب خدا خودشون تعریف میکردن من کِ ندیدم 


الان میگم بدنم مور مور میشه میگفت غذا درست کردنی از تو شیشه گاز دیدم ک ب سرعت از پشت سرم رد میشن 

یا برادر شوهرم تو آینه کنسول تو پذیرایی دیده بود 

و میگفت خیلی چیز تو خونه اشون گم شده ک دیگه هیچوقت جتی تو اثاث کشی پیدا نشد 

و میگفت دخترمون رو ک میخوابوندیم دیگه خواب خواب بود و رو تخت خودش بود ما رو زمین راحت می‌خوابید میگفت همین ک ما میومدیم رو تخت خودمون بلافاصله بچه گریه میکرد بچه ای ک خواب خواب بوده و اصلا متوجه نشده از پیشش رفتیم میگفت انگار بیدارش میکردن 

از اول تو خونشون بوده یا بعد یه مدت دیدنش؟

از اول بوده 

خونه ویلایی ۲ طبقه بود پایین صاب خونه بود بالا اینا


مثل این ک پسر صاب خونه همونجا فوت شده تو همون طبقه اینا میگفتن روح اونِ چون جوون مُرده هنوز چشمم ب دنیاس و سیر نشده

از اول بوده خونه ویلایی ۲ طبقه بود پایین صاب خونه بود بالا اینامثل این ک پسر صاب خونه همونجا فوت شده ...

پس از همون اول بوده 

وای بنده خدا جاریت منم خیلی ترسیدم این وقت شب الان چجوری بخوابم 🥺

پس از همون اول بوده وای بنده خدا جاریت منم خیلی ترسیدم این وقت شب الان چجوری بخوابم 🥺

شبی ک داشت اینارو تعریف می‌کرد تو ی جمعی بودیم خانوما دور هم نصفه شب بود وای یهو از بیرون ی صدایی اومد همه دو متر پریدیم هوا

ولی دیگه بلافاصله ازونجا بلند شدن دیگه خونه اش خیلی خوب بودا ۲۰۰ متر ۳ خوابه ولی خیلی قدیمی بود و من تو روز میرفتم میترسیدم چِ برسه نصف شب خودشون میخواستن مثلا سرویسی برن یا برن آبی چیزی بخورن اونم حامله حامله 

حق دارید خیلی ترسناکه نمیگفت چه شکلی بوده؟

اینا مثل سایه میدیدن میگفت خیلی تند رد میشه از پشت سر 


وای میگفت ی شب دیدیدم از آشپزخونه صدا اومد رفتن دیدن قاشق از تو آبچکون پرت شده وسط آشپزخونه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز