2777
2789
عنوان

مادر بد

| مشاهده متن کامل بحث + 6837 بازدید | 25 پست

اتفاقا منم امشب مثل خیلی وقتای دیگه از دست مادرم ناراحت وعصبانی ام خسته ام از دست کارهای بچگانه وخودخواهانه اش خیلی برا مشکل درست کرده وضربه خوردم به خاطر حماقتاش پدرم هم فوت کرده ومن احساس میکنم خیلی خیلی پشتم خالییه خدایا حکمتت را شکر من خیلی تنهام برام دعا کنید دوستان

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اتفاقا منم امشب مثل خیلی وقتای دیگه از دست مادرم ناراحت وعصبانی ام خسته ام از دست کارهای بچگانه وخود ...

https://www.ninisite.com/discussion/topic/1519111/دختران-آسیب-دیده-از-مادر-تاپیک-جامع?page=14



بیا اینجا عریزم درددل کن همه مث خودتن

ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.

سلام بچه ها به داااادم برسین

 تو دو ماه اول زندگیمم مامانم خیلی شوهرمو دوست داره حتی بیشتر از من یه جوری که فکر کنم اگه منو بزنه هیچی بهش نمیگه اما مادر شوهرم برعکس اگه به شوخی به پسرش چیزی بگم منو میخوره... از هیچ طرفی من حمایت نمیشم 

الانم مامانم هی جلو شوهرم منو خراب میکنه مثلا امروز داشتیم با شوهرم شوخی میکردیم یهو مامانم برگشت گفت اگه بابات اینجا بود میزد تو دهنت این باعث شد کلا شوهرم رفتارش عوض شه و شوخیو به جدی تبدیل کنه و کلی دعوا راه بندازه تحت تاثیر حرف مامانم 

چیکار کنم؟؟؟

بچه ها كسيكه فقط زاييده و گذاشته رفته ده سال بعد برگشته و بعدشم هيچ خوبي و ثمري نداشته و هميشه مثله رقيب بهم نگا كرده و هيچ جا حامي نبوده و هميشت باعث ناراحتي و كوچك شدنم پيش كس و ناكس شده رو ...ميشه گفت مادر؟؟از اينم نميشه قطع رابطه كرد؟؟

عزیزم الان عصبانی هستی. امکان نداره مادری بده بچه اشو بخواد.

سلام. من هم یا مادرم مشکل دارم.همیشه خودم مقصر میرونستم.بهسخت ترین شکل اطاعت و احترامرو رعایت میکردم.طوریکه من رو به مهمونی های فامیل و دوست میبرد تا کار نیروی خدماتی انجام بدم.بعد از اتمام کارها من تنها میفرستاد خونه . الان که خودم مادرم بیشتر متوجه میشم که  مادرم فقط به عنوان ابزار ازم استفاده میکرد. 

باعث شزمه ولی با من که بیرون میرفت مثل خانومای ... با اشاره به من با مردا لاس میزد و عشوه میاومد . .

. من الان فرزند دارم.به سزارین ب دنیا آوردمش،( دوران نوزادی سختی داشت)به سختی بزرگش کردم. ولله که زحمت نگهداری فرزند در شکم اونقدرها که میگن نیست.همین که به چهرش نگاه میکنم، برام بزرگترین لذت و پاداشه. 


سلام بچه ها به داااادم برسین  تو دو ماه اول زندگیمم مامانم خیلی شوهرمو دوست داره حتی بیشتر از ...

مگه شوخیت چی بود که یه دفعه جو خونه تغییر کرد بعدا با مامان حرف بزن که دفعه آخرش باشه وگرنه نیومدنش بهتره

2790
2778
2791
2779
2792