خب یه بار خواهر کوچیک یه گوشی آورده بود زد بود به شارژ
گفتم اینو از کجا آوردی گفت مال دوستمه مهمون دارن گفت نکنه خرابش کنن ببر خونه خودت بزن شارژ شارژ شد برشگردون
دیدم گوشی مدام پیام میاد زنگ میخوره مشکوک شدم گفتم مال کدوم دوستته گفت فلانی همسایه مون با خودم فکر کردم اون که خیلی محدودس میکنن چطوری گوشی خریده فهمیدم گوشی مخقی داره کسی نبینه میده خواهر بدبخت من بزنه به شارژ بعد استفاده کنه
اون شب مهمون داشتیم بچه ها زیاد بود خونمون گوشی از شارژ کشیدم خاموش مردم قایمش کردم بعد خواهرم اومد گفت واییی گوشی کو چکار کنم گفتم چرا مواظب نبودی حتما بچه ها بردن بیرون خواهرم مدام گریه چکار کنم امانت بود گفتم خوشکلم چرا نارحتی الان میرم در خونه شون میگم به مادرش جریان چی بوده میگم خسارت میدم تازه حقوق گرفتم میدم بهشون ، مانتو پوشیدم شال کلاه کردم برم خواهرم گریه کنان افتاد دنبال نرو ترو خدا گفتم وا چرا نرم پولشو میدیم حالا اتفاق افتاده با من من کنان گفت گوشی قایمکی بوده آورده ، گوشی در آوردم از کیفم دادم بهش گفتم بار اخرت باشه بفهمم دوباره از این قلت ها میکنی جاساز مردم شدی پوستتو میکنن درس عبرت شد براش 🤣🤣🤣