از این سه سال دو سالش داشت مخمو ب روشای مختلف میزد سال اخر انقدر روم کار کرد ک خام شدم و دوست شدیم و البته اینکه شرایط با هم بودن درست حسابیم هیچ وقت نخواهیم داشت تا ابذ بی تاثیر نیس اما در واقع بعد یه شش ماه عشق اتشین ک منو بنده خودش کرد دیگه یواش یواش سرد شد و اخرشم ی اتفاق بد برامون افتاد ک مسببش من بودم و ابرو و اعتبارش بخاطرش من از بین رفت و کسی ک میگفت اگه بخاطر تو اعدامم کنن هم باز باهات بودن ارزششو داره همین اتفاقو بهانه کرد و رفت ک رفت کسی گ همیشه میگفت خیالت راحت من هستم من تا ابد باهاتم رفت و من موندم و شوک و گریه