سلام دوستان مشکل من جاریم هست که فوق العاده حسود هست که قبلا گفتم از بعصی کارهاش مثلا امروز من تصمیم گرفتم قالیچه های اشپزخونه رو با شوشو ببریم خونه مادر شوهر بشوریم البته با کمک خواهر شوهرم که اونم چندتا قالیچه داشت حالا این خانم. بلافاصله کار من رو فردا تقلید کرد به کنار و اغراق به این که اولین بارشه به کنار. ....قضیه از اینجا شروع شد شوهرم رفت سرکار و تن تن بهم زنگ میزنه کلا و امروز طبق معمول بهم زنگ میزد این خانم. وقتی من با شوهرم حرف میزد گفت اه اه اه اخلاق حمید یعنی شوهر من. مثل زناست همش میخواد کنترل کنه ال و بل و اون یکی خواهر شوهرم تایید میکرد منم شوهرم ازم میپرسید نهار خوردی میگفتم اره خیالت راحت بلند بلند میگفتم این خانم بشنوه ولی خودم رو به نشنیدن زدم آی حرص خوردم امروز
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.