۳۲ سالمه ویه پسر۹ ساله دارم که امسال کلاس چهارمه پسرم نوزادیش خیلی اذیتی بود ویه شب خواب راحت نداشتم بعدشم که شروع به راه رفتن کرد خیلی شیطون وپرانرژی بود باید همش دنبالش میبودم تاحدی که شک کردم نکنه بیش فعال باشه برمشم روانشناس گفت فقط شیطون وپرانرژیه مشکلی نداره الانم بچه باهوشیه وتودرساش خیلی موفقه من قبل پسرم یه بارباردارشدم زایمان زودرس تو۶ ماهگی داشتم وبچم نموند همون موقعه کلی لباسای دخترونه خوشگل گرفتم که هنوزم دارمشون خیلی دلم یه دخترمیخاد ولی وقتی به بچه داری ومشکلاتش فکر میکنم منصرف میشم چون سر پسرمم خیلی اذیت شدم میگم ولش کن چرا دنبال دردسرباشم ازیه طرف وقتی فکرمیکنم دورازجون من وباباش نباشیم پسرم تواین دنیا هیچ کس رونداره تنهای تنها میشه ازیه طرفم میگم ۳۲ سالمه بخوام دوباره خودمو سرگرم یه بچه دیگه کنم تقریبا نصف عمرم رفته پس کی بخوام خودم زندگی کنم واقعا دوراهیه سختیه سنمم داره میره بالا شماها بودین چیکار میکردین؟؟
هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و.... شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه. ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔
بنظر من اگر از لحاظ مالی و محبت از پسش بر میاید حتما بیارید چون واقعا پشیمون میشید ولی اگر حوصلشو ندارید یا نیاز های مالیش رو نمیتونید تامین کنید بهش فکرم نکنید
بنظر من اگر از لحاظ مالی و محبت از پسش بر میاید حتما بیارید چون واقعا پشیمون میشید ولی اگر حوصلشو ند ...
ازنظرمالی مشکلی نداریم میتونیم ساپورتش کنیم فقط نمیدونم ازلحاظ حوصله واعصاب توانشو خواهم داشت یانه چون سرپسرم خیلی اذیت شدم اون زمان باز جوونتربودم ۲۳ سالم بود الان که ۳۲ سالمه نمیدونم واقعا