کسی بلده خوابمو تعریف می کنم بهم بگه چی میشه
خواب میدیم غذا رو تو یه سبد می زاشتم و به نخ وصل می کردم بعد می فرستادم ته چاه ی پسر جون حدود ۱۶ ساله ازم می گرفت یهو انگار یکی گفت حضرت موسی بعد اومدم به مامانم تو خواب گفتم گفت ن بابا امام رضاس
موسی کاظم
اگه کسی تعبیرشو میدونه بهم بگه