2821
2789

اسی گفتن لایکم کن.

گفت هنوزم برای غر زدن آدمای خسته گوش داری؟ گوش شدم.گفت کاری نمیکنم. تا لنگ ظهرم می خوابم. ولی خستهام. روحم پا درد گرفته از بس دنبال خودش گشته. بدن درد گرفته از بس فکر و خیال رو دوشش گرفته. یادته چقدر می گفتم به درک؟ دیگه نمیخوام بگم به درک؛ چون دلم می خواد برگردم به روزهایی که هر اتفاق خوبی خوشحالم میکرد. روزهایی که با هر خبر بدی ناراحت میشدم. یادته همیشه میگفتی زندگیرو نمیشه زد عقب... جلو چی؟ نمیشه بزنیم جلو؟! یه سال، دو سال، ده سال.. شاید چند سال دیگه حالمون بهتر از الان باشه هان؟ بهش گفتم اگه بدتر بود چی؟ گفت به درک. به درک. به درک. فقط میخوام این روزها نباشم. میشه؟:)

علت پرخاشگری چی بوده؟  در چه حد هست پرخاشگری؟ صرفا داد و بیداد و ایناست؟ به کسی هم آسیب میزنه؟ 

کاربری دست ۲ الی ۳ نفر می باشد🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه تاپیک زدم و جوابتونو ندادم چون حوصله ندارم 🚶🏻‍♀️

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

بهتره اول بری پیش روانشناس بعد اگر تشخیص بدن نیاز به دارو داری میفرستنت پیش روانپزشک

کاربری دست ۲ الی ۳ نفر می باشد🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه تاپیک زدم و جوابتونو ندادم چون حوصله ندارم 🚶🏻‍♀️
علت پرخاشگری چی بوده؟ در چه حد هست پرخاشگری؟ صرفا داد و بیداد و ایناست؟ به کسی هم آسیب میزنه؟

فقط لفظی 

یه چیزی رو زیاد بزرگش میکنم 

سریع اعصابم خورد میشه جبهه میگیرم 

آنقدر عصبی میشم دیگه نمی‌فهمم چی دارم میگم 

مجرد بودم اینطور نبودم از وقتی ازدواج کردم با شوهرم اینطوریه ولی شوهرمم خیلیییی خوبه  آنقدر خوبه ک فک میکنم خودم مقصرم  

احساس میکنم ریشه این خشم و عصبانیتم تو خونه بابامه 

بابام خیلی بد بود همیشه زور و اجبار مون میکرد حرف حرف خودش بود اگه چیزی ک میخاست نمیکردیم کاری میکرد به غلط کردن بیفتیم 

الان ک ازدواج کردم توی دوران عقدم هستم بازم خیلی عذابم میده هر خطایی کنم می‌دونه شوهرمو دوس دارم سریع با اون تهدیدم می‌کنه  میگه مثلا حق ندارید دیگه همو ببینید می‌ره به خونواده شوهرم بدم میگیه حسابی خرابم می‌کنه 

سر ارتباط و جهیزیه و رفت و آمد هامون خیلی داغونم می‌کنه روح روانم بهم میریزه 

شوهرم خیلی خوبه خیلی زیاد وابستش شدم جوری که اگه بگم بیا پیشم و بگه کار دارم من اضطراب میگیرم حالم بد میشه پرخاشگر میشم انقد چی بهش میگم تا میاد دنبالم قصد ندارم محدودش کنم ولی این وابستگیم باعث شده محدود بشه 

خونوادش هم خوبن  ولی اگر چیزی بشنوم ازشون حرفی بزنن حسابی بهم میریزم و با شوهرم بحثم میشه و بدوبیراه میگم 

من ادمیم توی خونه و خونواده خودم خیلی آروم بودم هرچی حرف زور بابام میزد هیچی نمی گفتم با تنها کسی ک دعوام میشد چ پرخاشگری داشتم داداشم بود 

ولی از وقتی ازدواج کردم خیلی دادو بیداد دارم با اونا  برای هممون هم جای سواله من چجوریه که تو خونه هیچی نمیگم ولی با اونا یه آدم دیگه میشم 

توروخدا کمکم کنید به جایی رسیده داره زندگیم از هم می‌پاشه 

ما همدیگه رو خیلی دوست داریم

اینم بگم موقع نزدیک پریودیمه بدتر میشم خیلی خیلی بدتر 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز