2777
2789

من خودم اول میگم بابام تعریف میکرد وقتی بابا بزرگم ( بابای بابام ) فوت شده بودند میخواستند خبر فوتشو به مامان بزرگم بگن آقا اون موقع مامان بزرگم داشت نماز میخوند بعد از اون چادر هایی سرش بود که به زور در میان. وقتی خبرو دادن مامان بزرگم شروع کرد به گریه کردن ولی هر کاری میکرد نمیتونست چادر را از سرش در بیاره بنده خدا گیر کرده بود توش حالا اون وسط همه خندمون گرفته بود خودشم گفت نمیشد هر وقت این بی صاحب در آوردم می‌گفتید 🤣🤣🤣

رفتم ارایشگاه وکس کنم انقدر درد داشت گوزیدم جلو ارایشگره 

از اون به بعدم همش کارم پیشش گیر بود شانسن هی میرفتم پیشش اصلا میبینمش یاد گوزم‌میفتم

من که گفتم یه بارون بزنه داغون میشم من هنوزم دلتنگ لحظه هامون میشم🖤

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

رفتم ارایشگاه وکس کنم انقدر درد داشت گوزیدم جلو ارایشگره از اون به بعدم همش کارم پیشش گیر بود شانسن ...

خداااااا جای بد ماجرا اینه که باید بری پیشش🤣🤣

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792