من ۸ ساله ازدواج کردم خانواده خودم بخاطر یک ساعت را ۶ ماهی یه بار بهم س نمیزنن میگن راهت دوره،خانواده شوهرمم پدر و مادرش فوت شدن ،جاری هامم بخاطر فضولیشون قطع رابطه کردم خواهرشوهرامم بالای خوبی هام بازم بام آب زیر کاه و محافظه کارن ،تو این شهر غریب واقعا با سه بچه خیلی بهم سخت میگذره احساس افسردگی دارم شاغلم شوهرمم بیست روز کاره ده روز مرخصی
غصه نخور بادخترات بروپارگ بیرکن بگرد گورپدر همه بخدا فامیل چیه خودتون سرگرم کنین خوش باش مام توشهرغر ...
میدونی آدم وقتی خوبی کنه جوابش زخم زبون باشه و محافظه کاری واقعا سخته مجبور میشه قید همه رو بزنه خودش بمونه ،منم توکل به خدا کردم که خودش برامون کافیه دلم فقط به این گرمه