نگی ترو خدا بخدا اخرش پشیمون میشی اشتباه نکن همه چیزو ب همسرت نگو ببین تجربشو داشتمکسیک از جون برام عزیز تر بود از خانوادم عزیز تر بود باهاش ۵ سال دوست بودم نامزد کردم با مامانم بحث مبکردممیگفوم از اتفاقای خانوادممیگشفتم مثلا دایمم فلان کارو کرد
ب خودم محرم میدیدمش کنارش حس میکردم من کافی نیستم میگفتم میترسم بهم خیانت کنی میترسم بری چون حس میکنم کافی نیستم فکمیکنی جی شد ۱ سال نامزد موندیم بعد یک سال دیگ شرو شددد وااای بحث میکردیم میگف تو خوب بودیململنت فلان حرفک نمیزد فلان کارو نمیگرد تو خانوادت خوب بود داییت اینکارو نمیگرد تو برام کافی نبودی لیاقت من بیشتر از توعه
من تو روی خانوادم وایسادم چون همه مخالف بودن خودکشی کردم بهش برسم گفت تورو سگمیگرفت تو خودتو یرای من کشتی تا بیام بگیرمت:((( ن تنها عشق من بلگه هرررکس با اعتماد ب نفس کم وارد رابطه شده نتیجش همین شده