بچها ما بیرون بودیم ی دقه رفتیم جلو سوپر مارکت یهو مادر شوهرم دیدیم سلام علیک کردیم من ی ثانیه رفتم تو دیدم مادر شوهرم رفت راحت نشست جلو
خیلی ناراحت شذم
شوهرم بش میگ بیا جلو بشین عقب نشین انقد ناراحت شدم دو دقیقه صبر نکرد
من اصلا ادمی نیستم بگم جلو فقط جای منه اله بله
من همیشه خودم بش مبیگم جلو بشینه اصلا بحثم جلو نشستن نیس که
ولی ی این باز خیلی ناراحت شدم از شوهرم حالا نمیدونم شایدم خودش رف جلو
ولی شوهرم میگه نن بس گفتم
ب شوهرم میگم زشت نیست اخه یکم احترام ب منم بزارید خب