با مامانم و خواهرم خونش دعوت بودیم جا نبود مامانم تو اشپزخونه نشست ی دفعه نیومد بگه چرا اینجا نشستی براش او پذیرایی جا باز کنه ب همسایه بگه مادر عروسمع اجازه بدید بشینه رو مبل یا پذیرایی خیلی بهم برخورده آخر مجلس ک همه رفتن تقریبا خودم گفتم برو بشین رو مبل پذیرایی کردنم ک ی نفر نگفت مامانت پذیرایی شد یا نه خودشونم هیچی نگرفتن براش خودم پاشدم چندتا چیز برداشتم بهش دادم خیلی نارحتم دوس دارم بهش بگم مامانمو خیلی بی ارزش کرد اصلا ی عذرخواهی نکرد ک ببخشید جا نیس اینجا نشستی