خونه من و مادر شوهرمینا تو یه حیاطه
پسرم عادت کرده همش میره بیشتر شبا خونه اونا میخوابه دلم نمیخاد اونجا بخوابه
اعصابم بهم میریزه میره اونجا حر فز یر دلش در میارن کجا رفتین چی خریدین فلان
اصن مریضم کردن توروخدا نگین باید جدا بشی چون نمیتونم 😔
چن روز دیگه مدرسش شروع میشه میخاد بره کلاس اول خوابش خراب شده دیشب اونجا بوده تا صبح بیدار بوده پیششون میترسم برم دستشو بگیرم بیارمش بالا اونا ناراحت شن از یه ورم میگم ناراحت شن خب بدرک دیگه روانی شدم