سلام روزتون بخیر..
من یه دانش اموز کنکوری۱۴۰۴هستم،از وقتی حدودا ۷سالم بودم من نمیدونم چرا عاشق یه پسر یه سال بزرگتر از خودم شدم اصلا دیوونه وار هم محلی مون بود همش تو حیاط میشستم بیاد رد شه من صداشو بشنوم یواشکی نگاش میکردم اصلا بی اندازه من دوسش داشتم واقعا کاش اینطور نبودم از بچگی ذهنم درگیرش شده بود تا بزرگتر شدیم من میخواستم برم هشتم و اون نهم همونجا اولین چتای ما شروع شد منم از خدا خواسته کلی ذوق و اصلا به دوستی فکر نمیکردم که مثلا بگم این رلمه واقعا خیلی دوسش
داشتم تا اینکه خانوادم فهمیدن من کلی کتک خوردم اما بازم رفتم بهش گفتم مواظب خودت باش تا تورو هم نزنن خلاصه یک سال ارتباط ما قطع شد و بعدش دو سال پیش بهم پیام داد و پیامای ما شروع شد این سری خانواده هارو در جریان گذاشتیم و گفتن باشه شما بزرگتر که شدید من که کنکور دادم و اون دفترچه سربازیشو گرفت میان خاستگاری من نمیدونم اون چقد منو دوست داره اما من الان هنوزم نظرم عوض نشده همون حس ده سال پیش که۷سالم بود رو دارم ولی یک ماه هست که همش بحث میشه چون اون بیشتر موقع ها سره کار هست(صافکاره)و دهه شب میاد و وقته کمی برام میذاره منم چون وابستشم هعی انتظار میکشمیه وقتایی زودمیخوابه و دلم میگیره میخواستم بپرسم به نظرتون گوشیمو بدم مشاورم و درسمو بخونم و چند ماهه دیگ گوشیمو بگیرم یعنی بعده کنکور؟اخه اینطوری اعصابو روانم بهم ریخته الان چون کم هست اما میگه دوسم داره ولی خب درگیره کاره و برای ایندمونه یا گوشیو نگه دارم