امروز اصلا شوهرم نپرسید که شکم درد داری یا نه،چیزی هوس کردی یانه.
دیروز موقع بحث پرسیده منم ظاهرا گفتم به تو چه البته یادم نمیاد.
شوهرم خیلی تمیزه ولی حس میکنم بو میده بدنش.میگم برو بخواب اونور میگه من با پای گچی کجا برم تو برو،منم رفتم تو هال بعد ترسیدم برگشتم.
قبلا همیشه ریشاشو ناز میکردم الان میبینمش حالم بهم میخوره. دوست دارم باهاش جنگ کنم به این فک میکنم با من رابطه کرده و منو حامله کرده دوست دارم سرشو بکوبم دیوار بااینکه خیلی بچه دوست داشتم و چندسال پیگیر بودم.
میگه قربونت برم انگار به من فحش میده،آه از شونه هاشم چندشم میشه قبلا خوشم میومدا.
الانم خوابیده پشت سرم بوی گوشت تنشو حس میکنم بدبخت هیچوقت نه دهنش بو داده نه عرقش همیشه ادکلنای گرون میخره. امشب لباسشو داشت عوض میکرد استفراغ کردم