سلام . کسی هست ؟
دلم خواست درد و دل کنم .
خیلی خستم. نمیدونم به کی پناه ببرم ؟
من بچه تهرانم با یه مرد روستایی دانشجو ازدواج کردم. من معلم بودم و اون کارگر ...خیلی نماز خون و خانواده خوب و کاری و مهربون اما خیلی تعصبات قومی
من از قوم دیگه هستم . عاشق شدم . عقد کردیم. عروسی کردیم. با کمک هم خونه و ماشین خریدیم و رفتیم سر زندگی اما فوق العاده زود جوش و قاطی میکنه.
متعهده و کاری و مرد زندگی
اما فوق العاده بد دهن . همیشه با هر مشکل به خانواده ام پیام میده و درگیری و فوش و فوش کشی..
بخدا خسته شدم از بحثها و فوش ها ..
بچه دارم شدم یه پسر ده ماهه..بخدا خسته شدم.
حق ندارم با هیچ فامیل رفت و آمد کنم. فقط فامیل خودش. حق ارتباط با دوست ندارم.
حتی یکبار اعضای خانواده ام خونم نیومدن. اینکه خانواده ام هم گاهی اذیتش کردن.
یعنی این ادب ندارد اونا هم بدتر...موندم وسط..
هرچی گفتم به اینا نگو بازم گفت .
زندگیم همش شده استرس
گاهی بحث میشه بدو به اینا پیام میده
ولی دوسش دارم .هرکاری میکنم با همه بددهنی و عذاب ها نمیتونم ازش بگذرم..آخه تو خونه کمک میکنه..مواظبمه.خوشحالم میکنه اما اخلاقش...
البته اخلاقش با خانواده و... یکم تند بوده و چیز جدیدی نیست.
خیلی کمکش کردم حتی معلمی قبول شد..از طرفی بخدا عذابم میده با بددهنی و کتک و گاهی داد..همسایه ها میگن تو سری با آدم بددهن و آنقدر وحشی نمون..آخرین بار اومدم خونه بابام ..الان زنگ زد بچه رو بیار ..منم نبردم..بابام باهاش بحث کرد..کلی فوشای زشت به همدیگه دادند البته بابام شروع کرد..اما اون خیلی حرفای زشت در مورد من هم زد..بدجور خورد شدم...زنگ زد گفت با این خانواده دیگه نمیخامت...فردا دادخواست طلاق میدم..بچه هم تا ۷ سال با تو...
دیگه دوسم نداره..اهل مهمونی و سفر و دورهمی نیست.
اما تو خونه کمک هست و مهربونه جز وقتی عصبی بشه...اهل رفیق و سیگار و مواد و دختر و ... نیست اما کلا از قوم من فراریع...دوسش دارم.واما با این همه عذاب چه کنم..الان میگه نمیخاپم و طلاقم میده..یعنی میده ؟
نمیدونم چیکار کنم..بابام میگه پیام عذرخواهی بده بیاد ببرتت..ولی میدونم پیام نمیده مغرورهد...
دلم داره میترکه..چه کنم ؟