اگه بدونی چه ها شد تا درست شد فقط بگم نزدیک بود تو سرما یخ بزنیم بمیریم تا پای مرگ رفتیم خودش که هیچ وقت از این حرفها نمیزنه گفت ببخشید که این قدر اذیت شدید
تو سرما مارو برد کوه که من باید برم کسی رو ببینم اونقدر زجه زد که رفتیم ماشین موند تو برف هوا تاریک شد هیچ پرنده ای پر نمیزد آنتن نداشتیم اسنپ بگیریم و هیچ اژانسی هم قبول نمیکر تک و تنها با یه بچه شب و سرما پای پیاده تا خونه اومدیم تا فردا صبح نمیتونستم درست حرف بزنم بچم نای راه رفتن نداشت دو روز استراحت کردیم تا خوب شدیم شوهرم نبود وگرنه شر میشد